نظری در مورد تاريخ مذهبی ايران

شود مردمی کيش و آيين ما

نگيرد خرد خرده بر دين ما

بياريم آن آب رفته به جوي

مگر زان بيابيم باز آبروي

(فردوسي)

دکتر منصور انصاری (روشنگر) در کتاب خود شيعه گری و امام زمان از ديدگاه منتقدانه  و نفی وجود امام زمان در عرصهً تاريخ تحقيقاتی را در بارهً امام زمان شيعيان يعنی مهدی موعود انجام داده که بسيار جالب است؛ ولی از آنجاييکه وی منشأ اسطوره ای اين باور يعنی سوشيانت زرتشتی ها ناديده گرفته و يا اصلاٌ از وجود آن بی خبر مانده است؛ بايد گفت که تنها قسمت کوجکی از اين راه را پيموده است. هفت مشخصهً مهم و اساسی که اسطورهً مهدی موعود را با سوشيانت زرتشتيان ربط می دهد عبارتند از: نام و القاب خود وي، نامهای پدر و مادر او، همچنين موضوعات خردّجال و سفيانی و تعداد تقريبی ياران او و چاه آبی که محل زندگی مخفی وی به شمار آمده است.

 

١- نام و القاب مهم وي: يعنی مهدی و ابا صالح و خاتم الاوصيا. خود نام مهدی را به لغت اوستايی می توان بزرگ دانا معنی نمود که به ظاهر با نام عربی مهدی يعنی هدايت کننده، متناسب می شده است. نظر به يکی از القاب معروف زرتشت پيامبرعدالت اجتماعی نزد هندوان يعنی مهاويرا (يعنی بزرگ دانا) مسلم مينمايد که اين نام اوستايی هم به سوشيانت (ياری رسان، نقش اُخروی زرتشت) يعنی آخرين موعود زرتشتی اطلاق می شده است و نوّاب ايرانی و يا مّتأثر از فرهنگ ايرانی وی که اسطورهً مهدی موعود را شکل داده و رسميت بخشيده اند از قبل با اين نام آشنا بوده اند و آنها اين نام را که برايش در زبان عربی معنی مناسب هدايت کننده موجود بوده، به عنوان نام اصلی امام زمان انتخاب کرده اند.

اگر به روايات علوی شيعيان اعتماد کنيم خود امامان شيعيان از پيش با نام مهدی آشنا بوده اند و اين پيشينه نزد ايشان حتی با لقب خاتم الاوصياء خود شيعيان (در واقع سوشيانت، آخرين موعود زرتشتي) نيزبيان شده است. پس معلوم ميشود که ايرانيانی که در پشت شيعه گری در مقابل خلفای بنی اميه و بنی عباس سنگر گرفته بوده اند فرهنگ سوشيانت پرستی را وارد اسلام شيعيان نموده اند و شيعيان علوی نيز از اين موضوع که موجب قوت قلبشان می شده استقبال نموده اند.

بی شک لقب مهم ديگر امام زمان يعنی ابا صالح  هم مربوط به سوشيانت است چه صالح (نيکوکار)  نام قرآنی معروف زرتشت است، چون نام زرتشت به ظاهر دارندهً شتر زرين معنی می داده است که در قرآن اين شتر زرين اسطوره ای و مقدس را در رابطه با پيغمبری به نام صالح (نيکوکار) می بينيم که بی شک از آن خود همان زرتشت مراد است چه رابط اين دو نام اسم توراتی هامان (نيکومنش) می باشد که نامی بر برديه يا همان گئوماته زرتشت بوده است. بنا بر اين در اين جا ابا صالح به معنی کسی است که پدرش صالح (= هامان زرتشت، يا حسن عسکري) است، نه اينکه وی پدر فردی به اسم صالح باشد. بديهی است چنين برداشتی از اين نام می توانست در محيط فرهنگی مختلط ايرانی و عربی زبان صورت گيرد. در اين باب بايد توضيح داد کلمهً اوستايی اَئيپی (يعنی پي، خلف)  علی القاعده در تلفظ عربی آن به صورت ابی و ابا در می آمده است.

بنا بر اين چنانکه گفته شد اباصالح در اصل به معنی فرزند و خلف شخص صالح (هامان زرتشت، يا حسن عسکري) را می داده است. می دانيم در اساطير زرتشتی سوشيانت ازآن نطفه ای از زرتشت است که در دريای کانس اويه نگهداری گرديده است. جالب است که نام توطئه کننده بر قتل هامان/ گئوماته زرتشت (زرير) در کتاب توراتی استر و کتاب پهلوی يادگار زريران به ترتيب مردوخای (کوبنده، ضربت زننده) و بيدرفش جادو (يعنی يهودی کشتار کننده، يا يهودی کشنده چارپای مقدس) ذکر شده است. پس بی جهت نيست که گفته ميشود امام زمان به وسيله زنی ريش دار( که يادآور استر تورات است) شهيد خواهد شد.

 

٢- نام پدر و مادر وي: يکی از القاب اوستايی مهم زرتشت- که بعداٌ نام فردی مجّزا از زرتشت گمان شده- زئيری وئيری ( به معانی زرين مو و دارندهً جوشن زرين) است پس در مفهوم دوم آن - که در اوستا نيز بدان اشاره شده- زرتشت به صورت جنگجوی بزرگی ظاهر گرديده است و لابد از همينجاست که وی در شرق نزد هندوان تحت نامهای بودا(مّنور) و مهاويرا (بزرگ دانا) از طبقهً جنگجويان به شمار آمده است.

براين اساس خود نام حسن عسکری (نيکوکار درون لشکريان) با  زئيری وئيری زرتشت  (زرير،هامان تورات، لفظاٌ يعنی نيکومنش) مطابق می گرديده است و اين  امر از آنجا حادث می شده که فرزند اساطيری نطفهً آنان يعنی مهدی موعود و سوشيانت نيز علی الاصول باهم منطبق  ميگرديده است. نام مادر امام زمان يعنی نرجس (نرگس، نرکس) به لغت اوستايی به معنی دلير شايسته است که آن به وضوح همان لقب اوستايی ويسپ تئورويری (يعنی به همه شکست دهنده) می باشد که لقب اردت فذری (دارای پدر نيک) مادر سوشيانت (سود رسان، ناجي) است: در اسطورهً امام زمان، نرجس شاهدختی از سمت روم شرقی و دختر شاهزاده يشوعا (نجات دهنده) به شمار آمده است که می دانيم اين نام در واقع مربوط به عيسی مسيح پيامبر روم شرقی (بيزانس) بوده است. خود عنوان شاهدختی نرجسبه وضوح يادآور نام اردت فذری (يعنی دارای پدراشرافی و نجيب) يعنی اسم مادر سوشيانت ايرانيان زرتشتی می باشد.

طبق اساطير اردت فذری فرزند شخصی به نام بهروز پسر فريان (به معنی دوست نيکو) است که در اوستا و شاهنامه تحت اسامی فريان و پيران نيای اساطيری کردان کردوخی (سکائيان شرق آسيای صغير و شمال بين النهرين)به شمار آمده است. مطابق اساطير شيعه نرجس مادر امام موعود، بعد از جشن عروسی نا موفقش  با شاهزاده ای رومي، مطابق الهامی که درخواب بروی نازل ميشود، به سوی جبهه جنگ روميان و مسلمين می شتابد و در آنجا به اسارت مسلمين در می آيد و توسط کشتی از سوريه از راه رود فرات به بغداد آورده ميشود و از آنجا توسط نمايندهً امام علی النقی که از قبل توسط وی بدين مأموريت بدانجا فرستاده شده بود خريداری شده و به سامره رسانده ميشود تا اين شاهدخت قديس رومی موعود عروس علی النقی و همسر حسن عسکری گردد.

در اساطير  تصريح گرديده که نرجس نه از بد حادثه بلکه بنا به رضايت خود از روی همان رؤيايی که در خواب بروی نازل گشته بود به جبهه روميان ميشتابد و درآنجا توسط  جهادگران مسلمان در مقابل روميان به اسارت و کنيزی در می آيد تا بدين صورت به همسری حسن عسکری در آيد.متقابلاٌ نام نرجس (علی القاعده همان نرکئيثيهً اوستايي، نر کئيز) به وضوح کلمهً فارسی کنيز دلير را تداعی می نمايد. اين اسطوره امام موعود که می گويد امام دهم به توسط نماينده اش که با کرامات امامت  از قبل برای خريداری نرجس آماده شده بود تا وی را به ازدواج پسرش حسن عسکری در بياورد صرفاٌ مانند خود موضوع نرجس  ادامهً يک اسطوره است که از زرتشتيان به شيعيان رسيده است و اسطوره سازان شيعی تنها تغييراتی مقتضی مرام و احساس خود در آن وارد نموده اند.

بنابراين موضوع امام زمان دروغ  آشکار و عمدی نبوده بلکه يک جريان يک اسطورهً دور دست بوده که شيعيان آن را از نياکان عمده ايرانی و زرتشتی خويش به ارث برده بوده اند. گفتنی است معتمد خليفهً عباسی بلا فاصله بعد از مرگ حسن عسکری که در سن ٢٨ يا ٢۹ سالگی در گذشته بود امر به بازرسی دقيق اعقاب احتمالی وی داده بود و مأموران خليفه نيز فقط به يک مورد مشکوک بارداری نزد کنيز وی به نام صيقل برخوردند که بدين خاطر وی را پيش معتمد اين خليفهً عباسی دوسال تحت نظر گرفتند و چون اطمينان حاصل شد که وی باردار نيست اورا هم آزاد نمودند.

بی شک خود همين موضوع کنکاش معتمد، خليفهً عباسی در بارهً اهل و عيال حسن عسکری به راحتی می توانست باعث زمينهً افسانه سازی در مورد مهدی موعود پنهان از انظار و پناه گرفته در چاه شده باشد.چنانکه گفته شد خود نام ايرانی نرجس (دلير نجيب وشايسته)  مطابق با همان مادر سوشيانت ويسپه تئوروئيری (به همه شکست دهنده) يا اردت فذری (دارای پدر نيک و شريف ) است. همچنين آشکار است نام و اسطورهً نرجس به وضوح مفهوم نام حسن عسکری (نيکوی ميان لشکريان) را تداعی می نموده و اين زمينه را برای پيوند اسطوره ای آن دو فراهم می کرده است. از سوی ديگر پيداست که محل زندگانی حسن عسکری يعنی سامره که در شمال بغداد و در ساحل دجله واقع شده، در تير رس فرهنگ نيرومند سوشيانت پرستی ايرانيان تحت سلطه خلفای عباسی قرار داشته است وبديهی است که شيعيان تحت ستم نيز به اين فرهنگ کهن ايرانيان گرايش پيدا می نموده و بدان پناه می برده اند. به عبارتی ديگر گرايش ايرانيان به شيعه گری که به عنوان سلاحی در مقابل ستم خلفای بنی اميه و بنی عباس به کار می رفته زمينهً بسيار مساعدی را برای ترکيب نام و نشان سوشيانت و پدر و مادر وی با اسطورهً حسن عسکری و فرزند اسطوره ای وی فراهم می نموده است.

 

٣- دّجال (در اصل به معنی انجمنی يعنی مغ، نه بسيار دروغگو) و خر دجّال ( در اصل يعنی مغ بزرگ يا بزرگ و سرور مغان) يادآورخر سه پای زرتشتيان است که موجود اساطيری مقدسی به شمار رفته است وخود در اصل مأخوذ از يک لقب زرتشت ميباشد.در اينجا بايد گفت کلمات  ايرانی مغ و گور (گبر) به معنی انجمن و گروه عظيم ميباشند.

می دانيم کلمه گور در نام علی الهی های ايران يعنی گورانها برجای مانده است.

به هر حال می دانيم خر در فارسی به معنی بزرگ بوده و واژهً سه پاکلمهً سپاه را تداعی می نموده است. اما چنانکه اشاره شد خر سه پا در اصل يعنی  بزرگی که سه پا قد دارد ( همان سه مرديس منابع يونان باستان) به وساطت نام عزرای تورات ( يعنی مدد رسان  منظور زرتشت)  و خر اسطوره ای آن در منابع اسلامی  به زرتشت بزرگ جثه برمی گردد که دارای القاب تنائوکسار (بزرگ تن) برديه (بلند قامت) و سه مرديس (به بزرگی سه کس) بوده است. گفتنی است در اساطير ملل مختلف نام زرتشت با فيل سفيد و شترزرين و اسب گشن يا کبود و خر مقدّس پيوند داده شده است.

بنابر اين خر دّجال همان خر سه پای اساطير زرتشتی است. معلوم ميشود در برخی از اساطير کهن زرتشتی چنانکه به دوران مسلمين رسيده  گفته می شده زرتشت/ سوشيانت سوار بر اين خر اسطوره ای ظهور خواهد کرد. همچنانکه  در اساطيرتوراتی واسلامی مربوط به عزرا(مدد رسان، همان سوشيانت)  گفته شده وی به صورت سوار بر الاغ ظاهر شده و مردگانی را در سمت ايران به زندگانی باز گردانده است. ناگفته نماند اين موضوع به انجيلها نيز راه يافته و عيسای نفس زندگانی دهنده سوار بر الاغ تصور شده است.

از اين جا همچنين معلوم ميشود که اصل خود سوشيانت (سود رسان، ناجي) به زرتشت بر می گشته است؛ ولی چون بعداٌ زرتشت را به عنوان يکی از جاودانيهای زرتشتيان، فی الواقع کشته شده در قرن ششم پيش از ميلاد می شمردند، لذا سوشيانت را فرزند از نطفه ای از زرتشت می شمردند که در دريای کانس اويه (کان آب) يا همان  درياچهً هامون ( لفظاٌ يعنی محل تجمع آب فراوان) پنهان شده وبه طور معجزه آسايی توسط فروهرها (ارواح پاک، ملائک) حفظ ميشود.

 

۴- طبق اساطير شيعيان امام زمان دروغين ديگری که پيش از مهدی موعود می آيد نامش سفيانی است. اين نام را بنا به شباهتی که به نام ابوسفيان دارد کلمه ای عربی پنداشته واز خانواده وی دانسته اند. اما اين واژه در اصل ايرانی است و علی القاعده از نام اوستايی آثويان (آسفيان پهلوي)  يعنی مربوط به آثويه (کامياب، کمبوجيه) گفته شده است و منظور از آن همان فريدون (کورش) فرزند آثويه (کمبوجيهً دوم) بوده است که در کتب پهلوی در رديف جاودانيهای معروف زرتشتی با نام  پشوتن   (يعنی سازندهً سد [ آهنين دربند داريال قفقاز، سد ذوالقرنين]) ظاهر می گردد.علاوه برنام خصوصيات لشکرکشيهای جنگجويانهً آنان نيز همانند است.

پشوتن در کتب پهلوی دررابطه با رستاخيز سوشيانت نقش مهم و بزرگی به عهده دارد. کتاب پهلوی زندوهومن يسن در بارهً پشوتن در روز رستاخيز چنين آورده است: " و من اورمزد دادار، نيروسنگ ايزد و سروش اشو را به کنگ دژ که سياوش درخشان بر پا کرد فرستم تا به چهروميان (يعنی فرزند مملکت چهارگوشهً کادوسيان گيلان و اران) پسر گشتاسپ پيراستار راست فره دين کيان بگويد که ای پشوتن درخشان ! به اين ده های ايران که من اورمزد آفريدم فراز رو؛ و با آتش و آب وآيين هادخت و دوازده هوميست را به جا بياور و نيرو سنگ ايزد و سروش اشو (پاک) از چکاد دائيتی نيک (قلهً کنار رود دائيتی در شهر رغهً زرتشتي[ مراغه]) به کنگ دژ (گنجه) که سياوش درخشان (فرائورت چهارمين فرمانروای بزرگ ماد) برپا کرده روند، بدو بانگ کنند که فراز رو ای پشوتن درخشان، چهروميان پسرگشتاپ و پيراستار راست فرهً دين کيان! فراز رو به اين ده های ايران که من اورمزد آفريدم و پايگاه دين خداوندی را باز به پيراي. ايشان مانند مينويان بر روند... و فراز رود پشوتن درخشان با يک صدو پنجاه مرد اشو که هاوشت (پيرو) پشوتن هستند و جامهً نيک مينوی از سمور سياه برتن دارند، با منش نيک و گفتار نيک و کردار نيک... فراز رود، پشوتن پسر گشتاسپ، به دست ياری آذرفرنبغ و آذرگشنسپ وآذربرزين مهر... و همهً ديوان و دروجان (شريران) و بدتخمگان و جادوگران به ژرفترين تاريکی دوزخ رسند؛ به هم کوششی پشوتن درخشان آن بتکده ( شايد منظور خانهً کعبه که به شکل آتشکده ً کعبهً زرتشت ساخته شده؟) را برکنند." گفتنی است نام اوستايی پشوتن يعنی پيشيوشيوثن (تن به سزا ارزاني) يادآور نامهای آرا (نجيب) و ايرج ( منسوب به نجيب)می باشد که بين فريدون (کورش) و پسر خوانده اش برديه زرتشت مشترک بوده است.

در اينجا جا دارد به نظريهً ساخته شدن خانهً کعبه به عنوان آتشکده توسط ايرانيان دورهً هخامنشی اشاره شود که حسن عباسی (سياوش اوستا) در بارهً آن سخن گفته است. در اين صورت ابراهيم قرآن را بايد بيشتر با ابراهيم ادهم يعنی زرتشت/ بودا مطابق دانست، تا جّد مادری  سوم او يعنی خشثريتی (کيکاوس) که کتسياس نام وی را در رديف پادشاهان ماد آرباک (يعنی پادشاه عربهای باستانی ساکن بين بلخ و گرگان، اسلاف تاجيکان) آورده است.

به هر حال از ابراهيم تورات پسر تارح (پدر خوب) همين آرباک (کيکاوس) پسر کی اوپيته ( شاه دارای پدر نيک) منظور گشته است.

 

۵- تعداد ياران سوشيانت و مهدی موعود  هردو حدوداٌ بين ١۵٠ تا ٣٠٠ نفرذکر شده اند که غالباٌ هم از مردم سمت ايران به شمار رفته اند.

 

۶- موضوع در چاه زندگی کردن مهدی موعود از آنجا حادث شده که گفته می شده سوشيانت به عنوان نطفهً زرتشت در دريای کانس اويه (به معانی کان آب، چاه آب) يا همان درياچهً هامون (جای تجمع آبهای فراوان) نگهداری ميشود. پيداست اين موضوع در رابطه با به مهدی موعود تبديل به چاه محل زندگی مخفی وی گرديده است. ظاهراٌ  نام چاه جمکران قم در اين رابطه معنی جای جمع کردن نامه ها را در اذهان تداعی کرده است.

/ 1 نظر / 6 بازدید
مهاجر - اکبری

درسته که از نوشتن این مطلب مدت زیادی میگذره ولی حقیقت هرگز نمی میره حالا یعنی شما خودت حرفهای این نویسنده را پذیرفته بودی؟ چون تعداد زیادی گزینه را مطرح کرده توی این نوشته .. من اگه یک موردش را رد کنم اونوقت بقیه اش هم زیر سوال خواهد رفت ببینید ما هیچ جا توی مذهب شیعه نداریم که امام زمان توی چاه زندگی میکننند این را عوام ساخته اند یعنی هیچ دلیل دینی نداریم دیگه اینکه .. سریش کیلویی چنده؟؟ این بنده خدا آخراش دیگه سریشش تموم شده بوده کم اورده آخه آدم این همه چیز را بچسبونه به هم خودش یه هنره باید بهش تبریک گفت و البته بخاطر روح اهریمنی اش متاسف بود بعدش هم هر بچه کلاس اولی توی ایران می دونه معنی مهدی .. از هدایت گرفته شده نه ؛ بزرگ دانا؛ خجالت نکشیده این حرفا را نوشته !!!!!! چطور فکر کرده ما بهش نمی خندیم بعد شما چطور اینقدر ساده بودی که نقل کردی...!!!!! بابا شما که دیگه درس خونده ای.. هر بی سوادی که جای یه عالم نمی تونه بفهمه... چی بگم