تاريخچه طب فيزيکی و توانبخش

تاريخچه طب فيزيکی و توانبخشی

 

استفاده از وسايل و مواد فيزيکی در درمان بيماريها ريشه در تاريخ بشر دارد اما توجه روز افزون به اين نوع درمان و گسترش اطلاعات علمی در اين زمينه باعث شد  از سال 1947 بورد تخصصی رشته طب فيزيکی و توانبخشی در آمريکا تصويب شود. در حال حاضر طب فيزيکی و توانبخشی شامل سه بخش طب توانبخشی، طب فيزيکی و الکترودياگنوز است. اين رشته بصورت مختصر "فيزياتري" Physiatry  و متخصصين اين رشته "فيزياتريست"  Physiatrist نام دارند که از لغت يونانی physikos به معنای "فيزيک" و iatreia  به معنای "هنر درمان" گرفته شده است. فيزياتريست از درمانهای غير داروئی در کنار ساير درمانهای متداول در درمان بيماريها استفاده ميکند و علاوه بر درمان بيماری در جهت رسيدن به حداکثر عملکرد بيمار و بهبود کيفيت زندگی تلاش مينمايد.

طب فيزيکی يا استفاده از روشهای فيزيکی شامل گرما، سرما، آب درمانی، ماساژ ، مانيپولاسيون و جريانهای الکتريکی از گذشته دور مورد استفاده بشر بوده و در نوشته های بقراط در 400 سال قبل از ميلاد به آنها اشاره شده است. طب توانبخشی به معنی حفظ حداکثر عملکرد جسمی ، روحی و اجتماعی فرد است.

در طی جنگ جهانی اول به درمانهای فيزيکی در درمان بيماريها توجه شد و پزشکان برای بهبود عملکرد بيماران به اين درمانها روی آوردند. در سال 1920 پزشکانی که فيزيوتراپی نيز بکار ميبردند انجمن جداگانه ای تشکيل دادند و سپس با تلاش اين افراد انجمن  طب فيزيکی تشکيل شد. در حال حاضر انجمن طب فيزيکی و توانبخشی آمريکا، انجمن فيزياتريستهای آکادميک و بورد طب فيزيکی و توانبخشی آمريکا وارث هفتادسال تلاش متخصصين اين رشته اند.  آموزش رسمی طب فيزيکی در سال 1926 توسط دکتر کولتر Dr. John Stanley Coulter در دانشگاه  Northwestern آغاز شد. دکتر کولتر برای دو دهه پيشگام آموزش طب فيزيکی و توانبخشی بود. دوره های اوليه برای پزشکان در حال طبابت برگزار ميشد که ابتدا سه تا شش ماه بود و سپس به يکسال رسيد. دهه 1930 شاهد توسعه بيشتر طب فيزيکی بود و دکتر فرانک کروزن در سال 1936 دوره تخصصی سه ساله اين رشته را در مايو کلينيک بنياد نهاد. در 1938 دکتر کولتر و کروزن آکادمی طب فيزيکی را بنياد نهادند. دکتر کروزن نام "فيزياتريست" را بر روی متخصصين اين رشته نهاد و اولين کتاب طب فيزيکی را در سال 1941 نوشت. دکتر کروزن بعنوان پدر طب فيزيکی معرفی می شود.

تا جنگ جهانی دوم جامعه توجه زيادی به مشائل افراد معلول نداشت. در اين سالها تعداد زياد معلولين ناشی از جنگ و همچنين اپيدمی فلج اطفال که باعث هراس عمومی شد توجه به طب توانبخشی را به خود جلب نمود. توانبخشی رئيس جمهور آمريکا، روزولت،  و اثرات آن  در بازگشت به کار توجه به اين مسئله را بيشتر نمود. 58000 بيمار مبتلا به فلج اطفال باعث احساس نياز شديد به فيزياتريستها شد تا با احاطه بر مسائل درمانی در کنار توانبخشی و توجه به عملکرد فرد، به درمان همه جانبه اين بيماران بپردازند و به بازگشت اين افراد به عنوان عضو موثر جامعه کمک نمايند.


از سوی ديگر پزشک متخصص داخلی بنام دکتر راسک  Howard A. Rusk, MD  به ناتوانی سربازان بدنبال بستری طولانی مدت در طی جنگ جهانی دوم توجه نمود. بسياری از سربازان پس از دوران نقاهت قادر به بازگشت به خدمت نبودند. او به سختی موافقت مسئولين برای ارائه يک برنامه توانبخشی را به گروهی از بيماران در دوره نقاهت ارائه کرد و نتايج را با گروهی که دوره نقاهت خود را بدون توانبخشی ميگذراندند مقايسه نمود. نتايج بقدری خوب بود که در مدت کوتاهی ارتش تمام مراکز خود را به مراکز طب توانبخشی مجهز نمود. همچنين اين روش را به مراکز درمانی جامعه معرفی کرد. بعد از جنگ دکتر راسک محل کار خود در ميسوری را ترک کرد و برای سی سال در نيويورک به کار مشغول شد و انستيتو طب توانبخشی در نيويورک را بنياد نهاد. با جذب بودجه برای توسعه طب توانبخشی در سرتاسر دنيا، توانست صدها متخصص طب توانبخشی را در کشورهای مختلف دنيا  تربيت نمايد. دکتر راسک توانبخشی تهاجمی را معرفی نمود که در حال حاضر به طور وسيعی بکار ميرود. او بر اين نکته تکيه داشت که بيماران نبايد در دوره نقاهت غير فعال بمانند. دکتر راسک بعنوان پدر طب توانبخشی معرفی ميگردد.

x1piYkpqHC_35lbwUZ4EhsihrGl2yk2q-tkPm1IIrxa-6QqQ5tIKYJACqPwVlAZTRgyEqzzc7ZFMGIn3V0AUiWisUL1x0AWdGBzMI1X8s3EQ8M


پس از جنگ جهانی دوم سازمان سربازان سابق The Veterans Administration با توجه به تجارب فراوان خود در برخورد با سربازان دچار معلوليت دوره نوين طب فيزيکی و توانبخشی را بنياد نهاد و درحال حاضر اين رشته در تمام 171 مرکز آن تدريس ميشود. در سال 1947 بورد تخصصی طب فيزيکی تصويب شد و دوسال بعد با نظر دکتر راسک، طب توانبخشی نيز به آن افزوده شد. در 1950 خانم سواتزر که برای بهبود کيفيت زندگی افراد دچار ناتوانی و معلوليت فعاليت مينمود تحت تاثير نتايج توانبخشی بيماران تحت نظر متخصصين طب فيزيکی و توانبخشی قرار گرفت و تلاشهای او باعث جذب بودجه فراوانی جهت آموزش متخصصين طب فيزيکی و توانبخشی شد و مراکز متعدد تحقيقات توانبخشی در آمريکا گشايش يافت. در دهه 1950 الکتروميوگرافی نيز در کنار طب فيزيکی و توانبخشی قرار گرفت تا به تشخيص بيماريهای نروماسکولار که عمده کار فيزياتری را تشکيل ميدهد کمک نمايد. از نظر درمانی با آشنا شدن جامعه با طب فيزيکی و توانبخشی مراکز متعددی در سرتاسر آمريکا شروع به کار نمود و از دهه 1960 تحقيقات طب توانبخشی در مرکز توجه قرار گرفت و با گسترش دانش بتدريج فلوشيپهای متعددی در اِن رشته تشکِل شد که شامل طب ورزش، آسيب مغزی، توانبخشی قلبی، بيماريهای نوروماسکولار، نوروفيزيولوژی بالينی، الکتروميوگرافی، آسيب نخاع، سکته مغزی، تحقيقات توانبخشی، توانبخشی بيماريهای اعصاب،  طب درد، طب توانبخشی اطفال، درمانهای تهاجمی و ستون فقرات است. تاکنون رشته های فوق تخصصی طب آسيب نخاع(1995)، درمان درد(1998، طب توانبخشی اطفال(1999) مورد تائيد قرار گرفته اند.

با افزايش سن جامعه و درمان بيماران مزمن در کنار کنترل بيماريهای عفونی توجه به طب فيزيکی و توانبخشی به طور روزافزونی در حال گسترش است تا در کنار درمان بِيماری به کيفيت زندگی نيز توجه کافی شود.

 





منبع : دکتر رئيسیطب فيزيکی و توانبخشی "مسولیت صحت نوشته ها بر عهده دکتر رییسی است!
البته رفرنس های اصلی مقاله در وب ایشان درج نگردیده است ,

/ 1 نظر / 5 بازدید
hossein

منابع برای مطالعه بيشتر: http://www.aapmr.org/academy/historyb.htm http://www.ncbi.nlm.nih.gov/entrez/query.fcgi?itool=abstractplus&db=pubmed&cmd=Retrieve&dopt=abstractplus&list_uids=3056328 http://en.wikipedia.org/wiki/Physical_Medicine_and_Rehabilitation