ژاپنى ها گرفتار تور دانگان

 
دور دنيا در ۴۲ ساعت
جرمى واكر
113094.jpg 799 طرفدار ژاپنى و يك انگليسى عازم يك سفر ۴۲ ساعته از اين طرف به آن طرف آسيا مى شوند تا بازى انتخابى جام جهانى مقابل ايران را تماشا كننداولين حضور طرفداران ژاپنى در جام جهانى خيلى زود در فرانسه احساس شد. نه تنها به خاطر شور و اشتياق خاص مسافران «ارتش آبى» و استقبال بى نظير از تيم شان توسط نوار هاى كاغذى طويل به سبك آرژانتينى بلكه دليل ديگرى هم وجود داشت. تقريباً تمامى آنها بعد از سوت پايانى هر بازى همه تكه هاى كاغذ را جمع كرده و قبل از خروج از ورزشگاه درون كيسه هاى پلاستيكى مى ريختند.چهار سال بعد وقتى ژاپنى ها به طور مشترك با كره جنوبى جام جهانى ۲۰۰۲ را ميزبانى كردند تب دوستانه فوتبال مردم را به تكاپويى جدى واداشت و ژاپنى هاى ميهمان نواز با لبخند به ميهمانان خود خوشامد گفتند. اكنون يك هيجان فوتبالى ديگر ژاپن را فرا گرفته است... تور «دانگان».
واژه «دانگان» مى تواند به «گلوله» يا «تير» ترجمه شود و شامل برنامه سفرى است كه داستان معروف «دور دنيا در هشتاد روز» را زير سايه قرار مى دهد. در ۴۲ ساعت دنيا را دور بزنيد!آخرين تور دانگان به تهران بود، براى بازى انتخابى جام جهانى ژاپن مقابل ايران در روز ۲۵ مارس وقتى حدود ۸۰۰ طرفدار _ ۷۹۹ ژاپنى و تنها يك انگليسى _ در اولين ساعات جمعه صبح (به وقت ژاپن) با پرواز هاى چارتر فرودگاه هاندا را ترك كردند و يكشنبه عصر به توكيو برگشتند.نيمى از اين ۴۲ ساعت در آسمان سپرى شد در ماجرايى كه مى تواند به صورت يك سفر «سه  روز،  بدون شب» ثبت شود، هواپيما تنها محل استراحت گروه بود.براى حمايت و تشويق پسران تيم ژاپن در بازى تهران طرفداران بايد هزينه يك نيم گردش رفت و برگشت دور دنيا يعنى حداقل ۱۱۹ هزار ين (معادل ۱۳۰ دلار آمريكا) پرداخت مى كردند.پس كمربند ها را ببنديد و مطمئن شويد كه ساك دستى خود را به درستى در صندوق بالاى سر جاى داده ايد. ما داريم به ايران مى رويم... البته فقط براى يك روز!
•پنج شنبه ۲۴ مارس ساعت ۹ شب
فرودگاه هاندا، توكيو: بيشتر مغازه ها و رستوران ها به دليل نزديكى به ساعات انتهايى شب تعطيل كرده اند. سالن مسافران خروجى هم خلوت است. به تدريج لكه هاى آبى رنگ از همه طرف نمايان مى شوند و براى چند لحظه استراحت صندلى ها را پر مى كنند، قبل از اينكه حركات ديوانه كننده آنها شروع شود. اين عده يك گروه توريست معمولى نيستند. بعضى از آنها طبل و شيپور دارند. عده اى ديگر كلاه هاى عجيب و غريب به سر گذاشته اند و برخى هم پرچم به دست گرفته اند.
با نزديك شدن به زمان قرار در ساعت ۱۰ صبح به تدريج همهمه سالن را فرا مى گيرد و مسئولان تور هم براى شروع مقدمات كارشان دست به كار مى شوند.ما وارد مى شويم. به هر نفر يك كيف وسايل و يك جعبه غذاى ژاپنى براى شام هم داده مى شود. چون هنوز پنج ساعت تا زمان پرواز يعنى ساعت ۳ صبح باقى مانده است.كيف وسايل شامل يك روسرى براى خانم ها _ طبيعتاً به رنگ آبى _ هم هست، چون آنها بايد طبق قوانين اسلامى داخل استاديوم آزادى موهايشان را بپوشانند، جايى كه توسط يكصد هزار مرد ايرانى محاصره خواهند شد.
بعد از ورود در مركز سالن خروجى جمع مى شويم. ليدر گروه فرياد زنان شروع به حرف زدن مى كند. ما كف زمين مى نشينيم و گوش مى دهيم. بعد هم شعارمان را تمرين مى كنيم: «نيپون! نيپون!»همه چيز خيلى منظم است و البته خيلى ژاپنى.
•توكيو - تهران
پرواز ۱۱ ساعت طول مى كشد و سرگرمى هاى بين پرواز هم نمايش صحنه  هايى از پيروزى هاى تيم ژاپن در بازى هاى انتخابى قبلى را شامل مى شود. اين يك عمل بيرحمانه از خط هوايى است چون اجازه نمى دهد طرفداران با آرامش بخوابند. آنها هم دوست ندارند شانس ديدن صحنه مهيج گل پيروزى تاتسوهيكو كوبو مقابل عمان يا گل ماساهى اوگورو در بازى با كره شمالى را از دست بدهند.بالاخره لحظه فرود به تهران فرا مى رسد و چشمان من خود به خود به دنبال نورافكن هاى ورزشگاه هستند. آنها مثل آهن ربا شما را جذب مى كنند. حتى از ميان آسمان هم مى توانيد بوى چمن تازه را حس كنيد و سر و صداى جمعيت را بشنويد. يك كرنر از ناكامورا ضربه سر فوكونيشى و برد ۰-۱ تيم ژاپن...
من دارم براى خودم رويا پردازى مى كنم، اما با اعلام اين هشدار از خواب بيدار مى شوم كه تحت هيچ شرايطى ما نبايد با خود الكل به ايران ببريم، يا با زنان محلى كه روسرى و جامه بلند سنتى به تن دارند عكس بيندازيم.
•جمعه ۲۵ مارس
تهران: ايران چهار ساعت و نيم از ژاپن عقب تر است، پس ما حدود ساعت ۱۰ صبح به وقت محلى وارد اين كشور مى شويم. فقط هشت ساعت به شروع بازى مانده. ويزا هاى ايرانى ما در گذرنامه ها منقوش مى شود و در سالن ورودى بار ديگر دور هم جمع مى شويم.
113097.jpg من عضو گروه B7 تور هستم. دوربين به دست و در حالى كه گذرنامه و ساير مداركم را در يك جلد پلاستيكى به گردنم آويزان كرده ام قدم زنان به دنبال راهنماى تورى كه تابلوى B7 به دست گرفته مى گردم. بعد از هشت سال زندگى در ژاپن بالاخره فكر مى كنم كه پذيرفته ام من يك توريست ژاپنى واقعى هستم.اتوبوس شماره ۷ ما را به هتل بزرگ فردوسى مى برد. در آنجا دو ساعت و نيم فرصت داريم تا سر و رويى تازه كرده ناهار بخوريم و اگر مى خواهيم قبل از عزيمت به سوى استاديوم آزادى كمى در خيابان هاى اطراف بگرديم.
گردش مايو س كننده است، چون بيشتر مغازه ها به دليل سال جديد ايرانى تعطيل هستند اما اين باعث نمى شود كه يكى از اعضاى B6 در مواجهه با يكى از افراد محلى به دردسر نيفتد.او در حالى كه در بازارى در نزديكى هتل قدم مى زند، توسط مردى با يونيفورم پليس متوقف مى شود. او مى خواهد گذرنامه و وسايل مسافر ژاپنى را بازرسى كند. گذرنامه به او برگردانده مى شود، اما «پليس» پول نقد _ تقريباً دويست دلار آمريكا _ 27.gifو دوربين ديجيتال او را توقيف مى كند.
•استاديوم آزادى
اتوبوس هاى ما هتل را ترك مى كنند و به سرعت درمى يابيم داخل زمين بايد انتظار چه چيزى را داشته باشيم. اتومبيل هايى كه به سرعت حركت مى كنند و مردمى كه از پنجره آنها به سوى بيرون خم شده و پرچم ايران را تكان داده و فرياد مى زنند. يك ترقه در جلوى اتوبوس ما منفجر مى شود و دود آسمان آبى اطراف را فرا مى گيرد.
اينجا تيمارستان است، اما به يك سبك دوستانه 18.gifو ژاپنى ها هم به تنها شكلى كه بلد هستند جواب مى دهند آنها دوربين هاى خود را از ماشين بيرون مى گيرند و طولى نمى كشد كه اتوبوس تبديل به يك نمايشگاه متحرك  الكترونيك مى شود.هنگام ورود اتوبوس ها به محوطه جلوى يكى از تونل هاى ورزشگاه انبوهى از ميوه و سبزيجات مختلف له شده روى زمين ديده مى شوند، از آنجا مى توانيم پياده به سمت صندلى هايى كه براى ما در پشت دروازه در نظر گرفته شده برويم. در آن سوى يك در بزرگ آهنى توده عظيمى از مردم ديده مى شوند كه زير آفتاب منتظر هستند. براى يك لحظه من احساسى مثل يك گلادياتور رومى دارم كه در ميان سر و صداى سواره نظام ها وارد ميدان مبارزه مى شود.يك موج مكزيكى ديوانه وار16.gif دور تا دور استاديوم حركت مى كند، اگرچه ژاپنى ها از پيوستن به اين موج غافلگير شده اند. آنها خيلى آرام در جاى خود نشسته اند و در انتظار آرامش بعد از توفان هستند.خيلى غير منتظره داد و هوار طرفداران به صورت پرسش و پاسخ در دو سوى زمين شروع مى شود33.gif. سپس طرفداران ايران پشت خود را به زمين كرده و شروع به پايين و بالا پريدن مى كنند22.gif. بعد هم روى صندلى ها نشسته و همديگر را به عقب و جلو هل مى دهند26.gif.لذت بردن از بازى كار ساد ه اى نيست. فشار خيلى زياد است و سكه پول، ميوه و ساير زباله ها روى سر طرفداران ژاپنى سرازير شده اند حتى يك سيب كه از طبقه دوم پرتاب شده بود به زير چشم يك زن جوان برخورد كرده و باعث مصدوميت او شده است08.gif.
بعد از بازى ما جمع مى شويم و براى چند دقيقه در تونل منتظر مى مانيم تا اينكه افراد راهنما ما را به سمت اتوبوس هاى مربوطه هدايت  كنند23.gif.
/ 0 نظر / 5 بازدید